۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

انـــتخابات

هر کار کردم که در این مورد چیزی ننویسم نتونستم.
اصلا به دلایل یا نتایج شرکت کردن یا نکردن هم کاری ندارم. فقط یک مطلب ساده رو می‌گم:
اگر می‌خوای تو این زمینه حرفی بزنی یا باید ایدئولوگ باشی و یا باید از ایدئولوژي یک نفر پیروی کنی. اگر می‌خوای ایدئولوگ باشی باید یا تخصص داشته باشی و یا مقاله و نظری که در بین دیگران طرفدار داشته باشد. در غیر این‌صورت اگر داری برای من فلسفه می‌بافی که من به این دلیل و آن دلیل شرکت نمی‌کنم، آدم الکی‌ای هستی. و هیچ فرقی با اونایی که می‌گفتن: ما خودمون می‌فهمیم احمدی‌نژاد آدم خوبیه، دل پاک، ساده زی هست و . . . هیچ فرقی نداری.
نهضت آزادی انتخابات رو تحریم کرد. خاتمی روی حضور در انتخابات تاکید کرد.
من خاتمی رو انتخاب می‌کنم چون فکر می‌کنم بیشترین آزادی که توی زندگیم داشتم بخاطر اون بوده. و اون بوده که تا حالا تنها تئوری عملی رو برای بهبود وضعیت داده و نتایج رو هم ما دیدیم.
من رای خواهم داد

۵ نظر:

arash گفت...

حرف شما از لحاظ علمی درسته:
p=>q
p نادرست، q نادرست ، کل عبارت درست
چرا تنها تئوری عملی رو خاتمی داده؟
شما باید ادعایی که میکنی رو ثابت کنی. اگه عملی بود الان و همون زمان نباید شکست میخورد و اوضاع بر میگشت
چرا تئوریه اون برای بهبود وضعیت بوده؟
بهبود اوضاع امری نسبی هست... و از دیدگاههای متفاوت میشه اونو بررسی کرد. بهبود وضع معیشتی مردم؟ بهبود و مقبولیت حاکمان؟ بهبود وضع آزادی‌‌های مدنی مردم؟ بهبود روابط با دیگر کشورها برای ... برای چی؟ برای رسوندن منافع بیشتر به همون کشورها تا حکومت آسوده خاطر بشه از حمایت خارجی؟

به فرض که حرف شما درست باشه... به فرض که نیت و قصد درست بوده. به فرض که عملی که انجام داده شده بهترین کاری بوده که میتونسته یک دولت برای اکثریت مردم انجام بده... حالا چطوری میشه این نتیجه رو گرفت که الان هم بهتره رآی بدیم؟

سوال بعدی که برام پیش میاد اینه که چرا باید فکر کرد که آدما یا سیاهن یا سفید؟ منظورم اینه که چرا فکر میکنی آدما باید یک مقاله بخونن و اونو صد در صد بپذیرن و بر مبنای اون صحبت کنن؟ چرا نشه آدم از مقاله‌هایی که میخونه فقط بخش‌هاییشو که از نظر منطقی قابل قبول هست بپذیره و خودش نتیجه‌گیری کنه؟ چرا باید دیگران برای آدم نتیجه‌گیری کنن؟

به نظر من یه سری چیزایی رو پیش فرض گرفتی و میگی ۱۰۰٪ درسته. من با پیش فرضات مشکل دارم

دونده گفت...

آها من خودم به این موضوع فکر کردم یعنی برام سوال شد. ما نمی‌تونیم تصورات خودمون رو به عنوان نظریه مطرح کنیم چون همونی می‌شه که برای احمدی نژاد شد. ولی فرقش با تقلید چیه؟
اینه که توی تقلید هر شخص باید نا‌اگاهانه هین‌طوری همه چیز رو بپذیره و اگه هم بخواد نظریه بده باید جزو یک عده خاص باشه. ولی در اینجا افراد آگاهانه می‌پذیرن و هر کسی حق داره نظر بده فقط حرفش باید درست مطرح بشه و روش بحث بشه و مورد قبول باشه تا بتونه بیاد همه جا مطرحض کنه. حرف من فقط اینه که اگه می‌خوای تئوری به دیگرون عرضه کنی(دیگران! برای خودت کاملا آزادی) نباید وقت دیگران رو نظریاتی که از خودت در‌اوردی یا نتیجه گرفتی هدر بدی.

دونده گفت...

در مورد اون شکست خوردن هم شما خودت ممکنه به چیزهایی اعتقاد داشته باشه که شکست خوردن در جاهایی ولی تو اعتقاد داری که درسته.
بعد هم اینکه پایین افتادن از قدرت شکست نیست. و اون چیزی که من در مورد خاتمی می‌گم اینه که عملی‌ترین بوده تا حالا یعنی بیشتر از بقیه جامعه رو در راستای اهدافی که گفته پیش برده.

arash گفت...

; در مورد اون شکست خوردن هم شما خودت ممکنه به چیزهایی اعتقاد داشته باشه که شکست خوردن در جاهایی ولی تو اعتقاد داری که درسته.
بعد هم اینکه پایین افتادن از قدرت شکست نیست. ؛

خوب من مشخصا داشتم در مورد عملی بودنش یا نبودنش صحبت میکردم...
آقای خاتمی اومدن شعارها و اهدافشون مشخص بود چنانچه کامل به اون اهداف رسیدیم میگیم طرحشون عملی بود اما اگر نبود میگیم نرسیدیم. این مورد اصلا سلیغه‌ای یا اعتقادی نیست. خود آقای خاتمی توی آخرین سخنرانیهای ریاست جمهوریشون گفتن که نتونستند/نذاشتند کاری رو که میخوان انجام بدن.


; اون چیزی که من در مورد خاتمی می‌گم اینه که عملی‌ترین بوده تا حالا یعنی بیشتر از بقیه جامعه رو در راستای اهدافی که گفته پیش برده. ؛

منظورتون اینه که از بین کسایی که شانس اینو داشتن بتونن اهدافی رو مشخص کنن و امکان اجرایی اونو داشته باشن میفرمایین؟
مشکل من تا حدودی همین بخش هست. و با این پیشفرض که حتی متد آقای خاتمی دقیقا همونی هستن که میگی، مفهوم انتخابات اینه که شما با توجه به سلیغه و فکر خودت یک چیزی رو انتخاب کنین... شاید سلیغه‌ی عده‌ی زیادی از مردم این نباشه (تازه با قبول پیشفرض شما) تکلیف این عده چیه؟
اگر عملی بودن اهداف ملاک باشه شاید احمدی‌نژاد خیلی بیشتر به اهدافی که میخواسته رسیده.

ببینین اینجا یه چیزی پیش اومده و اونم اینه که ۲تا چیزو با هم قاطی میکنیم: ۱.تحریم انتخابات ۲.رآی ندادن
این دوتا خیلی با هم فرق داره. ما داریم در مورد تحریم انتخابات صحبت میکنیم یا رآی دادن/ندادن اون؟

mo گفت...

;چنانچه کامل به اون اهداف رسیدیم میگیم ;طرحشون عملی بود.
من با این جمله مخالفم. هیچ طرحی صد درصد عملی نیست. و من گفتم بیشترین.
;مفهوم انتخابات اینه که شما با توجه به ;سلیقه و فکر خودت یک چیزی رو انتخاب ;کنین...
مفهوم آزادی هم دقیقا همینه. مفهوم جبر آزادی‌بخش اینه که هرکسی با شناخت محیط خودش و اون چه که امکان داره یا نداره به آزادی می‌رسه.
;شاید سلیغه‌ی عده‌ی زیادی از مردم این ;نباشه (تازه با قبول پیشفرض شما) تکلیف ;این عده چیه؟
این حرف رو کاملان قبول دارم ولی متاسفانه در کشوری که ناقضگر ترین حقوق بشر هست ما داریم تلاش می‌کنیم به جایی برسیم که این حرف قابل مطرح کردن باشه. الان تلاش مستقیم برای عملی کردن انتخابات آزاد و دمکراسی نیست. تلاش برای عملی کردن پیش‌نیازهاش هست. یعنی مثلا داشتن حداقل یک روزنامه یا حزب که بتونه کار فرهنگی انجام بده.

; تحریم یا رای دادن/ندادن
اگه منظور از رای ندادن همون کلبی مسلکی و بی‌اهمیت بودنه، آره منظورم همون تحریم انتخاباته.